رايانرايان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

عشق من عاشقم باش..!!!

تولد تکرار امیدواری خداوند است ،

عشقم

نفس مامان الان دقيقا 2سال و 7 ماهه هستي....كلي شيرين حرف ميزني و 20 تا پايتخت كشورهارو هم بلدي...عشق من نفس من زندگي من ...
12 آبان 1393

شيرين كاري ها و 2 سال 2 ماهگي

سلام پسر قشنگه مامان...اميد زندكي من...عشق و نفس من..ميخوام يكم از شيرين زبونيات بگم...آخه با اين زبونت دل همه رو ميبري..!به همه سلام ميگي با لهن خوشمل خودت....تا حالا كه اينو مينويسم پايتخت 15 تا كشور و ياد گرفتي....به بابا ياد آوري ميكني بره مسواك بزنه..و دايما هم پشت فرمان نشستي و رانندگي ميكني....كيف ميكني وقتي رو پاي بابا ميشيني و دنده عقب ميگيري...مامان فداي قدمات بشه كه همه ش ميدويي و اصلا مراقب نيستي...تازگي ها اخم ياد گرفتي بيشرف من..مامان برات ميميره رايان جونم...مامان برات ميميييييييييييييييييييييييييره...
26 ارديبهشت 1393

كارهاي روزمره رايان

ماماني جونم صبح از خواب پا ميشي ميگي صبح بخير ...عزيز دلم تا حالا پايتخت 10 تا كشور و ياد گرفتي برات بميرهخ مامان...ايران ..ايتاليا.تركيه .انگليس.چين.كره جنوبي.اتريش.المان.سوييس.اذربايجان.
20 ارديبهشت 1393

تولد راياني

رااين مامان ببخش رايان مامان ببخش دير شد ...تقصير خودته كه نميزاري من وبلاگتو آپديت كنم ...به هر حال رايان 7 فروردين رفت تو 3 سال ..پسرم ..عمرم ..عشقم ..تولدت مبارك ...
28 فروردين 1393

1 سال و 9 ماهگي

سلام رايان مامان ...شما الان دفيقا 1 سال و 9 ماه داري  كم كم داري به اتمام 2 سالگيت نزديك ميشي...بعضي روزا اذيتم ميكني اما بعضي روزا خيلي آقا رفتار ميكني ...عزيز مامان اگه بعضي وقتها عصبي ميشم منو ببخش ..دست خودم نيست ..كار خونه و كلاس و بچه داري همه باهم يكم مشكله اما بهت قول ميدم ديگه عصباني نشم عشق مامان....فدات بشه مامان .. ...
8 دی 1392